پرسش های گواهی امضا
فرمها ودست نوشته هائی که برای گواهی امضا می آورند:
فرم مفقودشدن شناسنامه – کارت ملی – گذرنامه – کارت پایان خدمت – گواهینامه رانندگی – کارت هوشمند رانندگی – کارت سوخت – پوکه سیم کارت و نظایر آن در این فرمها توجه نمی کنیم که آنچه را در فرمها بعنوان شماره مدرک مفقودی نوشته صحیحی است یا خیر و آیا اصولا داشته یا نداشته چون اصل مدرک مفقود شده است اینها تعهد کشف فساد هستند وبعضا هم استشهاد مفقود شدن وهم تعهد کشف فساد
فرم مربوط به اجازه صدور گذرنامه وخروج همسر (وفرزندان) از کشور –که توجه شود فرزند همراه همسر می باشد یا خیر وچند فرزند واینکه رضایت دهنده می خواهد همسر وفرزندان وی بکرات خارج شوند یا برای یکبار که در انتهای متن رضایت این را بایستی مشخص کرد وجای خالی در آن نماند (در انجام این گواهی امضا دقت شود چون موجب گرفتاری سردفترانی شده خصوصا در احراز هویت دقت مضاعف شود) این فرم رضایت است در اینجا اغلب دفاتر کپی از صفحه دوم شناسنامه زوج که موید ازدواج باشد می گیرند و بهتراست
فرمهای تعهدات مربوط به اخذ شناسنامه –پروانه – ساختمانی مالک و مهندس ناظر در این فرمها در شهرستانها بعضی از اسناد عادی است وبا همین اسناد عادی با یک تعهد اضافی کشف فساد مالکیت، پروانه ی ساختمان صادر می شود در اینجا ما وارد مقوله اثبات مالکیت واثبات مدرک تحصیلی ناظر ومجوز آن واخذ کپی از آنها نمی شویم زیرا بصرف اینکه ذیل برگه تعهد کلمه ی محل امضا مالک نوشته شده باشد وامضای وی گواهی شود مثبت و موید مالکیت نیست و روال شده انجام می شوداخیرا تعهدات مالک بصورت یک دفترچه ی چند صفحه ای درآمده که مالک ذیل تمام صفحات را امضا می کند ولی ازدفترخانه می خواهد که امضای وی فقط ذیل صفحه ی آخر گواهی شود.
قبلا بانک ملی شرایط عمومی افتتاح حسابهای خود را در دفترخانه گواهی امضا می کرد در آن فرم ذکر شده بود که بانک حق دارد مثلا بدهی های و اختلاف حساب ... خود با مشتری را راسا برداشت نماید... بازرسین گواهی امضای این فرم را خلاف مقررات گواهی امضا دانستند ولی چون انجام آن عمومیت داشت هیچکس را جریمه نکردند وگفتند منبعد انجام ندهید وبعد از آن بانک ملی فرمی را درست کرد وبا هماهنگی ثبت به دفاتر داد بدین مضمون : ( چون اینجانب .... با بانک .... مراوده ی تجاری دارم خواهشمند است نمونه ی امضای اینجانب را جهت ارائه به آن بانک ذیلا گواهی فرمائید) فقط نمونه امضا است که گواهی می شود اخیرا ایران خودرو و... هم یاد گرفته اند وبرای اخذ یک نمونه ی امضای مسلم الصدور از مشتریان از همین فرم استفاده می کنند
فرمهای استشهاد :
اول استشهادهائی که تایید می کنند شخصی سندی را مفقود نموده است (سند مالکیت – شناسنامه- پروانه ی ساختمان و... )
دوم استشهاد هائی مبنی بر مشکلات مالی و بیماری و... که برخی برای ارائه به مراجعی مثلا برای جابجائی سرباز و تغییر محل خدمت و... تهیه می شود
سوم استشهادهائی (شهادت نامه هائی ) مثلا مبنی بر اینکه شاهد ضرب وجرح وفحاشی .... بوده اند
چهارم استشهادهائی (شهادت نامه هائی ) مثلا مبنی بر اینکه شاهد انجام معامله ای بین فلان .. وفلان و.... بوده اند یا مثلا شاهد صدور چکی از طرف فلان به منظور فلان وتحویل به فلان بوده اند واز این قبیل مسائل مالی که اغلب این شهادت نامه ها را وکلای دادگستری از شهود می گیرند تا به دادگاه تجدید نظر ارائه دهند
پنجم استشهادی مبنی بر تایید مالکیت وتصرف شخصی در ملکی (زمین – خانه- باغ و...) با قید پلاک ثبتی و حدود اجمالی ملک جهت ارائه به اداره ثبت بمنظور ثبت آن ملک بنام متقاضی (این فرم راثبت می دهد)
فرمهای اقرار وتعهد – اقرار به نگرفتن زمین دولتی مثلا از زمین شهری که معمولا در متن آن سوگند هم دارد واقرار به اینکه کارمند دولت نبوده وحقوق بگیر دولت نیست ومشمول قانون منع مداخله کارمندان دولت در معاملات دولتی نمی باشد
رضایت وتعهد – رضایت به اضافه شدن نام دیگری در مثلا پروانه چرای دام یا پروانه چاه آب کشاورزی
فرم معرفی شخصی دیگر بعنوان راننده کمکی برای تاکسی ها – تعهد اداره ی گاز که اگر دراثر وصل گاز خسارتی متوجه کسی شد متقاضی مسئول است ...
گواهی امضا دادخواست به دیوان عدالت اداری
واز این قبیل ...
درست است که مهری که می زنیم (فقط صحت امضای .... که بعلامت+ مشخص شده مورد گواهی است...) ودر متن دفتر –که بعضا چاپی است- نیز همین نوشته می شود و مسولیت دفتر فقط در حد تصدیق صحت آن امضا است ولی بهرحال امضای ذیل آن متن مسلم الصدور است واین امر اعتباری به آن سند می دهد تصدیق امضا ذیل سند به متن هم سرایت می کند لذا سردفتر بایستی در متن ارائه شده بدقت بنگرد که خلاف موارد مندرج در قانون نباشد معاملات نباشد قطع ادعای مالکیت نباشد اعراض از مالکیت نباشد تایید مالکیت دیگری نباشد وتایید معامله دیگری نباشد
و اما پرسشها:
آیا اصولا گواهی امضا لازم است؟ ودر سایر نظامهای حقوقی وسردفتری دنیا وجود دارد؟ وآیا شبیه آنچه ما انجام می دهیم می باشد؟ و یا نوع سندی که گواهی می شود دقیقا مشخص شده است؟ آیا انجام گواهی امضا باعث نمی شود که بسیاری از اسناد که بایستی بصورت رسمی تنظیم شوند گواهی امضا گردند؟ وآیا این خود نوعی سند گریزی و دور زدن قانون وتقلب نسبت به قانون نیست؟ آیا این گسترش گواهی امضا موجب تضییع حقوق عمومی نمی باشد؟ (اخیرا مشاهده شده حتی متن سند وام را با برداشتن مبلغ آن جهت گواهی امضا به دفاتر می فرستند این نگرانی از آن بابت است که فردا اسناد بانکی را کلا گواهی امضا نمایند وفاتحه مع الصلوات...) اصولا آیا شاخص ومعیاری وجود دارد که چه اسنادی گواهی امضا شود وچه اسنادی بصورت سند رسمی ثبت دفتر گردد؟ آیا می توان متن واحد نوشته شده در نسخ متعدد را با یک شماره گواهی امضا نمود؟ (به مقاله آقای عبادپور توجه شودو ماده 120آئین نامه قانون ثبت) آیا می توان متنی را که تعهد به انجام عملی است مثلا حفر یک حلقه چاه آب کشاورزی گواهی امضا نمود؟ آیا تعهد ترک فعلی (عدم ازدواج) یا پرداخت وجهی نامشخص (خسارتی احتمالی) یا پرداخت وجهی مشخص در سررسید معین یا نامعین یا تعهد پرداخت اقساط وامی بدون ذکر مبلغ یا تعهد به تحویل مالی یا حاصل باغی ومزرعه ای واز این قبیل را می توان گواهی امضا نمود؟ (هرمورد جداگانه) آیا اگر در متنی شخصی متعهد به انجام عملی مثلا ایجاد فضای سبز در رمپ ورودی کارخانه خود شود می توان گواهی امضا نمود؟ اگر در متن ذکر مبلغ شده باشد چه؟ واگر ذکر مبلغ نشده ولی ذکر شده که سفته ای به فلان مبلغ یا چکی به فلان مبلغ نزد متعهد له بعنوان تضمین انجام تعهدات سپرده است که درصورت عدم انجام تعهد بنا به تشخیص متعهدله حق وصول وجه آن رادارد؟ اگر مبلغ چک وسفته قید نشده باشد ولی شماره ی آنها ذکر شده باشد چه؟ (اصولا در اینجا ذکر چک با توجه به قانون چک اشکال ندارد؟) آیا احراز سمت امضا کننده و مندرجات و مفاد برگه ای که گواهی امضا می شودلازم است ؟ مثلا احراز رابطه رسمی زوجیت مردی که برای اخذ گذرنامه وخروج همسرش رضایت می دهد یا احراز مالکیت شخصی که بعنوان مالک به همراه مهندس ناظر می خواهد پروانه ی ساختمانی اخذ نماید (آیا اخذ کپی صفحه ی دوم شناسنامه زوج واخذ کپی سند مالکیت در دو مثال مذکور لازم است؟) آیا احراز مالکیت شخصی که در برابر اداره گاز بعنوان مالک تعهد می دهد؟ احراز مالکیت راننده تاکسی که شخصی دیگر را بعنوان راننده کمکی معرفی می کند؟ واز این قبیل که ممکن است مثلا روزی شخصی دیگر مدعی شود که فلانی که بعنوان مالک جهت گازکشی منزل تعهد داده مالک نبوده و انفجار وخسارت ببار آمده است؟ آیا چنانچه متنی را چندین نفر امضا کرده باشند یک نفر می تواند ضمن تایید آن متن خطو امضا وهویت سایر امضا کنندگان را گواهی کند؟ (بغییر از مورد مندرج در ماده 120 آئین نامه مذکور) و اشکالی ندارد؟ اگر متن مزبور استشهاد باشد آیا بدین روش آن بلحاظ تعداد شهود کامل است؟ یا بایستی لااقل دونفر مرد امضا کرده وامضای هر دو گواهی شده باشد؟ آیا وکیل می تواند بوکالت از موکل متنی را گواهی امضا کند ؟ ودر دفتر گواهی امضا آیا این نکته که وکالتا از طرف فلانی امضا می کند لازم است قید شود؟ یا همان که در متن سند اشاره می شود کفایت می کند؟ اگر متن متضمن "سوگند" باشد باشد گواهی امضا می شود؟ ودر اینجا آیا وکیل می تواند متن متضمن سوگند را ازطرف موکل امضا کند؟ آیامی توان استشهاد جهت انحصار وراثت گواهی امضا نمود؟ اگر سردفتر علم داشته باشد که شهود به عمد یا اشتباه وارثی را از قلم می اندازند یا شخصی را که جزو وراث نیست به استشهاد اضافه می کنند چه بایدکرد؟ ومسئولیت تالی فاسد آن با کیست؟ اگر وراث اصرار دارند که نام شخصی بعنوان وارث دربین اسامی مندرج در استشهاد قید شود وسردفتر می داند که آن شخص حاجب دارد (مثلا وجود اخوه ابوینی واخوه ابی) چه باید کرد؟ آیا لازم است که نسبت دقیق وارث با متوفی در استشهاد مشخص شود یا احراز این امر با مرجع صادر کننده گواهی حصر وراثت است؟ آیا می توان استشهادی مبنی بر داشتن ملک واملاکی با ذکر پلاک ثبتی را گواهی امضا نمود بدون احراز مالکیت؟ بدون ذکر پلاک ثبتی وکلی گوئی چطور؟ با احراز مالکیت چطور؟ (معمولا این گونه استشهاد ها را بمنظور اعلام ملائت برای تحصیل فرزند یا امور دیگر در خارج می خواهند) آیا استشهادی که بصورت فرم مبنی بر داشتن ملکی با پلاک مشخص و ذکر حدود ومساحت اجمالی برای ثبت آن ملک ازطرف اداره ثبت به اشخاص داده می شود گواهی امضا آن بدون اشکال است؟ واگر در ذکر پلاک ثبتی اشتباه کرده باشند وآن پلاک ثبتی متعلق به دیگری باشد مسئولیتی نداد؟ استشهاد مبنی بر مالکیت وسایط نقلیه موتوری واموال منقول چه؟ مثلا موتورسیکلتی توقیف شده واسنادش وجود ندارد ومعلوم نیست رسما متعلق به کیست فقط متصرف داردو متصرف می خواهد آنرا که توقیف شده آزاد کند و در اینجا استشهادی مبنی بر مالکیت می خواهد واز این قبیل؟آیا می توان استشهادی که عده ای شهادت دهند فردی در دعوایی حضور نداشته گواهی امضا نمود؟ آیا می توان استشهادی را که در آن عده ای شهادت دهند که شاهد انجام عملی حقوقی (رد و بدل کردن پولی و چکی و سفته ای یا انجام معامله ای ) بوده اند گواهی امضا نمود ؟ حتی جهت مراجع قضائی بدوی یا تجدیدنظر؟ آیا می توان اقرارنامه ازدواج را گواهی امضا نمود؟ اقرارنامه طلاق را چطور؟ اقرارنامه رجوع را چطور؟ اقرار پدر ومادر وفرزندی را چطور؟ اگر در اینجا پدر یا مادر فوت شده باشد می توان اقرار به فرزندی را بین آنکه زنده است وفرزندان نوشت؟ آیا می توان اقرار به نداشتن خانه وزمین نوشت؟ آیا می توان اقرار به نداشتن شغل دولتی ومشمول قانون منع مداخله در معاملات دولتی نبوده را گواهی امضا نمود؟آیا می توان عزل وکیل توسط موکل را گواهی امضا نمود؟ اعلام استعفای وکیل را چطور؟ اعلام فسخ سند را؟ اعلام استفاده از حق فسخ یا شرطی در سند را؟ تفاسخ ؟ اقاله ؟ را گواهی امضا نمود خروج از عضویت تعاونی را؟ تعلام انصراف از داشتن حقوقی مثلا اعلام انصراف عضویت از گروه مشاعی امور اراضی (به نوعی تبدیل پرونده وانتقال سهم مشاعی از زمین به دیگری البته در این موارد اسم منتقل الیه ذکر نمی شود ولی در اداره امور اراضی وجهادکشاورزی با هیمن اعلام انصراف سهام را بنام دیگری که همان خریدار است انتقال می دهند) آیا می توان امضا ذیل یک نامه به اداره ای را –درخواستی یا...- را گواهی امضا نمود؟ آیا رضایت پرونده های کیفری جرائم سبک را که جنبه عمومی ندارند می توان گواهی امضا نمود؟ جرائم سنگین را که جنبه عمومی دارندچه؟ جرائمی که مجازات آنها پرداخت دیه است چه؟ و آیا اگر در متن قید شده باشد با توجه به اینکه محکوم علیه دیه وخسارات وارده به محکوم له را پرداخته ورضایت وی را جلب نموده است می توان گواهی امضا نمود؟ رضایت پرونده های چک را چطور؟ رضایت پرونده های خسارات مالی (بدنه اتومبیل و...) را چطور؟ رضایت جرائمی شبیه قتل غیرعمد را چطور؟ و حتی قتل عمد؟! رضایت حذف نام رضایت دهنده در حقی مالی وسلب حقوق وی مثلا حذف رضایت دهنده در پروانه چاه آب کشاورزی در سازمان آب منطقه ای؟ رضایت اضافه نمودن نام دیگری در حقی مالی وکاهش حقوق صاحب حق مثلا اضافه نمودن نام شخصی به پروانه چاه آب کشاورزی در سازمان آب منطقه ای و بدین طریق کاهش حقوق صاحب اولیه پروانه ؟ رضایت (دادن اذن واجازه) به سازمانی دولتی جهت حذف نام وی از حقی مالی؟ رضایت ازدواج مجدد؟ رضایت به بیمارستان یا پزشکی برای انجام عمل جراحی یکی از بستگان رضایت دهنده (فرزند یا زوجه )؟ چه صغیر چه کبیر؟ با سلب حق طرح هرگونه ادعائی علیه پزشک وبیمارستان چطور؟ حتی اگر رضایت به قطع ادعا در خطاهای منجر به فوت مریض باشد؟ آیا اصولا متنی را مستقیما یا تلویحا مضمون وکالت دارد می توان گواهی امضا نمود؟ وکالت های کاری (اخذ مدارک تحصیلی و...) و مالی (وصول چک و...) و دادخواست وشکوائیه دادگستری و با حق توکیل جهت گرفتن وکیل دادگستری و وکالت برداشت از حساب بانکی وکالت اخذ وام وکالت تعویض پلاک و صدها وکالت دیگر که روزمره بصورت سند تنظیم می شوند؟آیا دادخواست وشکوائیه مربوط به دیوان عدالت اداری را می توان گواهی امضا نمود؟ اگر می توان آیا بایستی ذیل تمام صفحات دادخواست امضا متقاضی را گواهی امضا نمود (البته با شماره های جداگانه) یا فقط ذیل همان صفحه آخر کفایت می کند؟ یا صفحه اول؟ آیا سردفتر می تواند برای بستگان خود وافرادی که قانونا از تنظیم سند برای آنها منع شده است گواهی امضا انجام دهد؟ (به مقاله ی رد سردفتر در گواهی امضا احتمالا در ماهنامه کانون توجه شود) اگر نمی تواند بناچار بایستی نماینده دادستانی را حاضر نمود در اینجا نماینده دادستانی کجای سند ودفتر گواهی امضا را بایستی امضا کند؟! آیا می توان تعهدی ومتنی را که در آن قید شده است "ذینفع می تواند از دفترخانه تقاضای صدور اجرائیه نماید " گواهی امضا نمود؟ اگر انجام شد وبعد از مدتی ذینف آمد واجرائیه خواست چه پاسخی باید داد؟ آیا تعهد به انتقال (اعم از عین ومنافع وحقوق مالی منقول وغیرمنقول و...) را می توان گواهی امضا نمود؟ تعهد به انجام معاملات دیگر مثل اجاره ورهن وصلح و...چطور؟ آیا تعهد به انتقال ملکی را بعنوان قسمتی از صداق ازدواجی که انجام نشده می توان گواهی امضا نمود؟ تعهد به ازدواج چی؟ تعهد به حسن خلق و پرداخت نفقه چی؟ تعهد به پرداخت هزینه ی شخص ثالث (غیرازافراد صاحب نفقه) چطور؟ تعهد به تامین هزینه ی تحصیلی و معاش وزندگی وایاب وذهاب فرزند در خارج چطور؟ آیا تعهدات مربوط به اخذ پروانه ساختمانی را می توان گواهی امضا نمود؟ هم تعهدات مالک وهم تعهدات ناظرین ساختمان وتاسیسات را؟ اگر می شود حالا که متن تعهدات مالک چند صفحه شده است آیا بایستی امضای وی را با شماره های متعدد ذیل تمام صفحات گواهی امضا نمود؟ یا فقط ذیل صفحه ی آخر را؟ اگر ذیل صفحه ی آخر کفایت می کند آیا آن اعتبار به صفحات قبلی هم سرایت می کند یا خیر؟ یعنی آیا باستناد اینکه صفحه ی آخر به امضای ملک رسیده مرجع ذینفع می تواند بگوید که تمام صفحات آن اعتبار را دارد؟ آیا می توان اقرار به دریافت سرمایه (بدون ذکر مبلغ) و خروج از سهامداران در شرکتی را گواهی امضانمود؟ آیا می توان این گواهی امضا را انجام داد" دفترخانه اسناد رسمی شماره ی 99999 دارقوزآباد سفلی خواهشمنداست نمونه امضای اینجانب ... را ذیل این ورقه گواهی فرمائید که جهت ارائه به مراجع اداری ومقامات ذیصلاح واشخاص مورد نیاز است" آیا اشکال ندارد آیا بمنظور جلوگیری انکار ارباب رجوع که ممکن است نمونه امضای دیگری در دفتر گواهی امضا انجام دهند وبعدا منکر آن شوند بهتر یا لازم نیست از آنها بخواهیم ذیل امضای خود نام ونام خانوادگی خود را بنویسند تا نمونه ی خط ایشان بماند! آیا قید شماره ملی در دفتر گواهی امضا لازم است؟ اگر قید شماره ملی در دفتر گواهی امضا لازم است با توجه به اینکه صادره شناسنامه در شماره ملی مستتر ومشخص است آیا درج صادره در کنار شماره ملی لازم است واین موضوع در اسناد چطور؟ (با توجه به اینکه بسیار مشاهده می شود که صادره در شناسنامه چیز دیگری نوشته شده و سه رقم اول شماره ملی شخص پس از تطبیق با دفتر شماره ملی - کدهای شهرستانها- چیز دیگری می شود) اگر شخص با سوادی اظهار کند سواد ندارم واثر انگشت بزند مسولیت با کیست؟ و در اینجا اگر سردفتر عالم به باسواد بودن وی باشد باید چکار کند؟ آیا گواهی امضا جهت افراد ممنوع المعامله بدون اشکال است؟ مثلا برای ثبت ملک؟ آیا امضای ظهر چک یا سفته را می توان گواهی نمود؟
ودرپایان گوشه ای ازکامنت همکاران و پاسخ استادان همکار:
مثال فرمی از طرف شهرداری به مالکینی که قصد نوسازی ملک خود را دارند داده میشود که در این فرم مالک متعهد میگردد که در زمان نوسازی متراژ مورد نظر شهرداری را به شهرداری واگذار نماید و یا اتحادیه ها تعهدی میگیرند مبنی بر اینکه در صورت عدم انجام تعهد از سوی صاحب واحد تجاری اتحادیه از طرف فرد مجاز به پلمپ واحد و ابطال پروانه کسب میباشد آیا این موارد نوشته های مالی و بگونه ای تعهد به واگذاری نمیباشد ؟ با سپاس
پاسخ:
تعهد نخستین یک تعهد به تشکیل عقد است و به نظر اینجانب غیرقابل تصدیق امضاء ولی در مورد دومی بیان ننموده ای که متعهد چه تعهدی بر عهده گرفته و فقط ضمانت اجرا را ذکر نموده ای اگر تعهد مالی نباشد ضمانت اجرای مزبور اشکالی از حیث گواهی امضا ندارد.
لطفا مرا در مورد انجام گواهی امضا راهنمایی کنید . آیا برای انجام گواهی امضا سردفتر الزاما مکلف است که احراز مالکیت نماید ؟ به طور مثال در مورد گواهی امضا فرمهایی که فرد عنوان مینماید مشترک سیم کارت به شماره .. میباشد و سیم کارت خود را گم کرده و اقرار مینماید که به شخص دیگر واگذار نکرده باید احراز مالکیت شود ؟با سپاس و احترام
پاسخ:
این که شخصی بگوید من مشترک سیم کارت فلان هستم ادعاست و دلالتی بر مالکیت او ندارد و این که بگوید سیم کارت فلان را واگذار نکرده ام نیز دلالتی بر مالیت یا صاحب حق بودن او نمی تواند داشته باشد تا تصدیق امضاء ذیل آن تایید مالکیت او باشد بنا بر این اشکالی در گواهی امضا این نوشته ها نیست . اشکال جائی است که او بگوید حقوق خود را ناشی از سیم کارت واگذار کرده که در این صورت به جهت مالی بودن نوبت به احراز ذیحق بودن و استعلام از مخابرات نمی رسد چون اصلا قابل گواهی امضا نیست . در متونی که ارائه کننده فقط ادعا می کند تصدیق امضا ذیل آن اشکالی ندارد لازم به ذکر است که اظهاراتی از این قبیل یا اخبار به حقی است برای خود که ادعاست یا اخبار به حقی است برای غیر به ضرر غیر که شهادت است و یا اخبار به حقی برای غیر به ضرر خود که اقرار محسوب می شود که دو نوع اخیر شرایط خاص خود را دارند . موارد دیگری هم اگر هست مثالش را بیان کنید تا نظر حقی اعلام شود
برچسب:
نویسنده: سجاد صفری